هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 17 بهمن 1404
ساعت 08:43
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 14 فروردين 1395 ساعت 18:27
شنبه 14 فروردين 1395 17:56 ساعت
2016-4-2 18:27:51
شناسه خبر : 237822
غربی‌ها به این دلیل از تجارت آزاد دفاع می‌کنند که ساختار تجارت‌شان را مقاوم کرده‌اند. اگر روزی نتوانند کالایی را وارد یا صادر کنند، فعالیت‌های تولیدی‌شان محدود می‌شود، اما متوقف نمی‌شود؛ چون ساختار تجاری‌شان مقاوم‌سازی شده است؛ یعنی اگر کالایی را وارد می‌کنند، شبیه همان را با تکنولوژی عالی صادر می‌کنند.
غربی‌ها به این دلیل از تجارت آزاد دفاع می‌کنند که ساختار تجارت‌شان را مقاوم کرده‌اند. اگر روزی نتوانند کالایی را وارد یا صادر کنند، فعالیت‌های تولیدی‌شان محدود می‌شود، اما متوقف نمی‌شود؛ چون ساختار تجاری‌شان مقاوم‌سازی شده است؛ یعنی اگر کالایی را وارد می‌کنند، شبیه همان را با تکنولوژی عالی صادر می‌کنند.

گروه اقتصادی - رجانیوز: دکتر حسین صمصامی استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی که با موضوع «الگویی برای محاسبه نرخ مناسب ارز در دوران اصلاح ساختار ایران» از پایان‌نامه دکترای خود دفاع کرده است. وی درس پول و بانکداری را در این دانشگاه به دانشجویان ارائه می‌کند. دکتر صمصامی در دولت نهم به مدت دو سال دبیر کمیسیون اقتصادی دولت و مدت کوتاهی نیز سرپرست وزارت امور اقتصادی و دارایی بود.

به گزارش رجانیوز؛ پیرو منویات رهبر معظم انقلاب در خصوص احیای تولید ملی به سراغ دکتر صمصامی از اقتصاددانان برجسته کشوری رفته تا با وی به آسیب شناسی در این خصوص پرداخته و سیاست های اقتصادی دولت یازدهم را در این راستا مورد بررسی قرار دهیم. مشروح این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید.


یکی از مسائل خیلی مهم در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، تولید، صنایع و کشاورزی است که با رکود خیلی شدید مواجه شدند و به کسادی رفتند. طبق آمارهای بانک مرکزی رشد خیلی شدید نقدینگی داریم. از طرفی هم رهبر معظم انقلاب مسئله اصلی را در اجرای اقتصاد مقاومتی را احیای تولید داخلی دانستند. به نظر شما راهکار واقعی برای سوق دادن سرمایه‌های داخلی به سمت تولید و رونق تولید داخلی چیست؟

ابتدا باید آسیب‌شناسی دقیق کرد که چگونه به شرایط امروز رسیدیم و صنایع ما چنین وضعیتی پیدا کردند؟ چرا سرمایه‌گذاری دچار رشد منفی شد؟ چرا مردم اقبالی به خرید کالاهای داخلی ندارند؟ به نظر بنده این مشکل از سال 88 و با اجرای سیاست‌های هدفمندی یارانه‌ها شدید شده است. سال 89 رشد 6.5 درصد بود که در سال 90 به 4.3 درصد ‌رسید و قیمت حامل‌های انرژی و هزینه‌های تولید افزایش پیدا کرد.

اتفاق دیگر تشدید تحریم‌ها در سال 91 و 92، بسته شدن سوئیفت، تحریم بانک مرکزی و قطع ارتباط نظام بانکی ما با دنیا بود به بازار ارز شوک وارد کرد و جو تورمی شدیدی در جامعه حاکم شد. منابع سیستم بانکی به دلیل عدم نظارت، به سمت بازار ارز سرازیر شد و نرخ دلار از 1100 تومان به 4500 تومان افزایش یافت و هزینه‌های شدیدی به جامعه و تولیدکننده تحمیل کرد. تا یکی دو سال بعد از هدفمندی، دولت اجازه نداد قیمت‌ها افزایش پیدا کند. از آن طرف هم به تولیدکننده یارانه نداد. درست و غلط این امر بحث دیگری است، ولی به هر حال هزینه تولید را بالا برد و از آن طرف هم با افزایش نرخ ارز، هزینه‌های تولیدی چند برابر شد.

وقتی دلار بالا رفت، بورس‌بازی هم در بازار دلار و سکه و سایر دارایی‌ها رواج پیدا کرد و پول سرمایه‌گذاری نشد؛ به‌طوری که سال 92 سرمایه‌گذاری حدود 23.8 درصد رشد منفی داشت. سال 91 و 92 منفی 6.9 درصد بود. همان سال‌ها بود که قیمت پراید از هفت میلیون، به بیست میلیون تومان رسید. درواقع بی‌تدبیری دولت دهم باعث اتفاقات بود. رشد نقدینگی بالای 20 درصد و رشد تولید 4 تا 5 درصد بود. حتی سال‌های 91 رشد تولید، منفی 6.8 درصد و سال 92 منفی 1.9 درصد بود. در‌حالی‌که مقاوم‌سازی که آقا فرمودند، به این معنی است که اگر زمانی نفت ما را نخریدند، نباید ضربه سنگینی به اقتصاد وارد شود و این به دلیل درست نبودن سیستم بانکی و هدایت نکردن نقدینگی به سیستم تولید بود.

من ملاحظات سیاسی را فعلا کنار می‌گذارم و ظاهر قضیه را می‌گویم. آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی می‌گفت تحریم‌ها باعث این اتفاق شده است و ما باید به سمت لغو تحریم‌ها برویم. وعده هم دادند که اگر تحریم‌ها لغو شود، تولید و سرمایه‌گذاری زیاد می‌شود و ... مردم هم که دچار شوک شده بودند و افزایش شدید قیمت‌ها را دیده بودند، منتظر ماندند تا نتیجه این سیاست‌ها را ببینند و بفهمند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ وضعیت دلار و وضعیت قیمت‌ها چه می‌شود؟ بحث‌های آقای روحانی درباره تحریم‌ها و رفع آنان و انتظار مردم باعث تشدید رکود به مرور زمان شد تا برجام که بعد از تصویب و اجرا هم هنوز آثاری در اقتصاد ما نداشته است.

یکی از کارهایی که باید برای از بین بردن رکود انجام می‌گرفت، هدایت نقدینگی به سمت تولید توسط اصلاح نظام بانکی، گره نزدن مشکلات مردم به تحریم و کنترل واردات بود.

یکی از مسائل و مشکلات اصلی مملکت، نظام بانکی است که اگر اصلاح شود، دستاورد بسیار بزرگی برای ما دارد. متأسفانه دولت همه هزینه و وقت و انرژی خود را روی برجام گذاشته است. صحبت‌های آقا درباره اقتصاد مقاومتی با کارهایی که دولت دارد انجام می‌دهد، 180 درجه اختلاف دارد. آقا هر چقدر بیشتر روی این مسئله اصرار می‌کنند، دولت هم بیشتر روی مسیر خودش اصرار می‌کند. آقا می‌فرمایند روی پتانسیل داخلی متمرکز شوید، اما این‌ها به ارتباط با خارج امید بسته‌اند.

به یاد دارم سال 89 مسئولین صنایع دانش‌بنیان با مقام معظم رهبری دیدار کردند. بلااستثنا همه مسئولین از نظام بانکی گله داشتند؛ یعنی این مشکل قدیمی است و حتی دولت اصولگرا هم نتوانست آن را اصلاح کند. همیشه ما این شعار را داده‌ایم که نظام بانکی باید درست شود و سرمایه‌ها به سمت تولید سوق داده شود و از دلالی و سفته‌بازی جلوگیری گردد. اصلاح نظام بانکی حرف جدیدی نیست. اگر از آقای روحانی مصاحبه بگیریم، احتمالا ایشان هم می‌گوید نظام بانکی باید اصلاح شود!

بحث اصلاح نظام بانکی در دولت نهم مطرح شد. فکر می‌کنم سال 85 یا 86 بود که آقای احمدی‌نژاد دو حکم در رابطه با اصلاح نظام بانکی به معاون اول داد. آن‌جا کارگروه‌های مختلفی تشکیل و کارهای زیادی هم انجام شد و به طرح تحول نظام بانکی منجر گشت که من این طرح را به صورت کتابی به نام حذف ربا از نظام بانکی درآوردم و قرار بود همان سال 87 که به وزارت اقتصاد رفتم، آن را اجرایی کنم. قابلیت اجرا هم داشت، حتی استارت اجرای کار هم زده شد، منتهی چون منافع افراد گردن‌کلفت در سیستم بانکی به خطر می‌افتاد، این اتفاق صورت نپذیرفت. متأسفانه دولت هم حمایت نکرد، درحالی‌که رئیس‌جمهور می‌توانست از خودش هزینه کند و این کار را انجام دهد. من هم وقتی دیدم رئیس‌جمهور نمی‌خواهد هزینه کند، از این کار بیرون آمدم. ایشان برای مشایی هزینه کرد، ولی برای این کار هزینه نکرد.

الان وضعیت آن افراد و منافع‌شان در این دولت چگونه است؟

به شدت بدتر شده است. این بحث در زبان راحت مطرح می‌شود، اما اجرایش در عمل بسیار سخت است و عزم ملی می‌خواهد. سران سه قوه باید هماهنگ باشند. در مرحله اجرا هم افرادی وارد کار شوند که بتوانند آن را به خوبی اجرا کنند، وگرنه بدنه دولت نمی‌تواند این کار را انجام دهد. این قصه دور و دراز، یکی از غصه‌های بنده است.

نکته بعدی این است که دو سرمایه وجود دارد. سرمایه داخلی که نقدینگی دست مردم است و سرمایه خارجی که سرمایه‌گذار خارجی است. وقتی دولت در خودش این توان‌مندی را نبیند که سرمایه داخلی را در مسیر درست هدایت کند، مجبور می‌شود به سمت خارج متمایل شود و با فاینانس یا گرفتن وام از بانک جهانی، نیازهای خودش را احصا کند. مشابه این را ما در دولت آقای هاشمی داشتیم که به سیاست‌های تعدیل اقتصادی منجر شد.

 و آن بحران سال 72 و 73 که دلار به 700 تومان رسید و تورم 50 درصدی به جامعه تحمیل شد. با این‌که به این شدت تحریم نبودیم. سررسیدهای بدهی‌مان رسید و درآمدهای‌مان کم شد و این مسئله سرباز کرد.

بنده در تاریخ‌خانه اقتصاد نشان دادم سیاست‌هایی که دولت در این مدت اعلام کرده، نه کارشناسی است و نه مبتنی بر تحلیل دقیقی از وضعیت موجود اقتصاد ایران و نه هدف‌مند و اتفاقا وقتی انسان این‌ها را نگاه می‌کند و برخورد دولت را در ارتباط با این سیاست‌ها می‌بیند، به این نتیجه می‌رسد که ظاهرا دولت در استفاده از پتانسیل داخلی در حل مسائل اقتصادی سردرگم است. کور و ناشیانه عمل می‌کند، اما از آن طرف وقتی بحث برجام را مطرح می‌کند، خیلی هدف‌مند کار را جلو می‌برد. ما با برجام دو چیز را به دشمن اثبات کردیم.

1- مؤثر بودن تحریم‌ها

 دشمن خیلی تلاش می‌کرد نشان دهد تحریم‌ها مؤثر بوده؛ چون بین خودشان این بحث بود که هرچقدر تحریم می‌کنیم، این‌ها کار خودشان را می‌کنند و بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند. خانم کلینتون گفت این تحریم‌ها نهایتا باعث شد هزینه واردات ایران بیست درصد افزایش پیدا کند، اما ما با تصویب برجام به آن‌ها ثابت کردیم تحریم‌ها اثر داشت. تسلیم شدیم و گفتیم هرکاری بخواهید، می‌کنیم تا اجازه دهید با شما ارتباط داشته باشیم. سانتریفیوژها را از بین می‌بریم. امکان نظارت می‌دهیم. در اراک بتن می‌ریزیم. این چه دستاوردی است که این‌ها دائم می‌گویند دستاورد داشتیم. بین افرادی که عامل توقف فعالیت‌ها و تحقیقات هسته‌ای کشور شدند، 750 سکه توزیع کردند. ما از یک جبهه داریم با دشمن می‌جنگیم و از جبهه دیگر دروازه‌ها را باز کردیم تا وارد کشور شوند.

2- نیازمندی به دشمن برای توسعه کشور

از طرف دیگر با تصویب برجام ثابت کردیم که به سرمایه‌گذاری خارجی نیاز داریم و از آن‌ها درخواست کردیم در ایران سرمایه‌گذاری کنند و کالاهای‌شان را به ما بفروشند. الان دنیای غرب به دنبال ترویج تجارت آزاد است؛ چون منافعش در این است و اگر این تضعیف شود، رکود و بحرانش بیشتر می‌شود، اما کشور ما در شرایط تجارت آزاد نیست.

آقای کروگمن و سامرز که برندگان جایزه نوبل اقتصاد هم بودند، در کتاب‌شان به شدت از تجارت آزاد حمایت می‌کنند؛ چون لازم دارند. آن‌ها می‌گویند و ما هم سر کلاس درس تکرار می‌کنیم و یک عده هم یاد می‌گیرند و می‌خواهند در مقام اجرا عمل کنند و درواقع نفوذی آن‌ها در داخل کشور می‌شوند. در حالی که آن‌ها این نسخه را برای درمان بیماری اقتصاد کشور خودشان نوشته‌اند، اما ما فکر می‌کنیم او دکتر خیلی ماهری است!

آقای کروگمن و سامرز در کتاب تجارت‌شان می‌خواهند این‌طور تلقین کنند که در دنیای امروز تجارت برای همه منفعت دارد و حرف کسانی را که می‌گویند تجارت در کشورهای در حال توسعه باعث استثمار آن‌ها می‌شود و به ضررشان است، رد می‌کنند. اما واقعیت این است که تجارت آزاد در شرایطی برای همه مفید است که واقعا آزاد باشد، نه این‌که من تجارت کنم، بعد بگویند چون فلان تحقیقات را در زمینه هسته‌ای انجام دادی، دیگر با تو معامله نمی‌کنم. این تجارت آزاد است؟

غربی‌ها به این دلیل از تجارت آزاد دفاع می‌کنند که ساختار تجارت‌شان را مقاوم کرده‌اند. اگر روزی نتوانند کالایی را وارد یا صادر کنند، فعالیت‌های تولیدی‌شان محدود می‌شود، اما متوقف نمی‌شود؛ چون ساختار تجاری‌شان مقاوم‌سازی شده است؛ یعنی اگر کالایی را وارد می‌کنند، شبیه همان را با تکنولوژی عالی صادر می‌کنند. مثلا آمریکا و ژاپن هردو خودرو تولید، وارد و صادر می‌کنند. به این می‌گویند تجارت درون‌صنعتی. بیش از 90 درصد تجارت‌شان درون‌صنعتی و مقاوم است. درواقع تجارت می‌کنند تا تنوع کالاها در کشور افزایش پیدا کند. اگر فردا ژاپن یا آمریکا ماشین صادر نکرد، مشکلی برایش ایجاد نمی‌شود، اما اگر ما با پژو قرارداد بستیم و فردا گفت من دیگر با شما کاری ندارم و خودرو و قطعات نمی‌دهم، ما هم تولید نکردیم، چه باید بکنیم؟ باید به عصر حمل و نقل با چهارپایان برگردیم؟ شرایط تجارت آزاد در کشور ما برقرار نیست و با ملاحظات تجارت آزاد ما نمی‌توانیم اقتصاد داخلی را اداره کنیم! تنها راه‌حل همان چیزی است که آقا فرمودند؛ یعنی از پتانسیل داخلی استفاده و اقتصادمان را مقاوم کنیم. کیفیت را بالا ببریم. بعد با کشورهای خارجی مثل آمریکا و فرانسه تبادل کنیم که اگر روزی آن‌ها ما را محدود کردند، خودمان داشته باشیم. لذا مبنایی که آقایان دارند بر اساس آن کار می‌کنند، مبنای باطل و اشتباهی است. این‌که برجام را به این صورت اجرا کنیم، واقعا باعث تأسف است. برجام استقلال کشور را خدشه‌دار کرده است. من از صحبت‌های آقای رئیس‌جمهور تعجب می‌کنم که گفتند برجام یک موهبت الهی است! تصمیم‌گیری در ژنو مثل تصمیم‌گیری درباره کربلای 4 و 5 است! یعنی مردم این‌قدر بصیرت‌شان را از دست داده‌اند؟ واقعیت این است که برجام یعنی نفوذ.

حالا واقعا در این قراردادهای جدید با فرانسه و ایتالیا سرمایه‌گذاری خارجی رخ داده است؟

سرمایه‌گذاری خارجی انواع و اقسامی دارد. یک نوع سرمایه‌گذاری مستقیم است که خارجی‌ها به آن FDI  می‌گویند. به این صورت که آن‌ها در کشوری کارگاه، بنگاه یا کارخانه‌ای را راه‌اندازی می‌کنند و منافع‌شان را می‌برند. نوع دیگر سرمایه‌گذاری وام و استقراض خارجی است. منتهی بحث اینجاست که به فرض ما بخواهیم هواپیما وارد کنیم. چطور؟ ما تجربه فرانسه را داشتیم که به ما هواپیما نداد. الان اگر بخواهیم از فرانسه هواپیما وارد کنیم، مشکلات‌مان را به تعویق خواهیم انداخت؛ چون فردا ممکن است تحریم شویم و دوباره همین قصه است.

بهترین حالت در این مقطع برای سرمایه‌گذاری خارجی این است که خرج زیرساخت‌ها شود، نه روبناها.

متأسفانه تجربه سرمایه‌گذاری خارجی در دنیا تجربه خوبی نیست. بعضا کشورهای دروغ‌گو و قلدر مثل آمریکا در عرصه جهانی بعضی از کشورها را مجبور می‌کردند که از وام‌های‌شان استفاده کنند تا بتوانند آن کشور را در سلطه خود بگیرند و از منابعش استفاده کنند. درباره کشور ما هم شک نکنید که تنها هدف سرمایه‌گذاری آن‌ها  همین نفوذ و استعمار است. آیا منطقی است که فکر کنیم دشمنی که ما داریم با او می‌جنگیم، ما را در داخل تقویت می‌کند؟ ما الان با آمریکا به صورت نیابتی در چند جبهه داریم می‌جنگیم؟ آن‌ها با  فرانسه، انگلستان و ... که به عراق حمله کردند، ائتلاف دارند و ما داریم با این جبهه ائتلاف قرارداد می‌بندیم تا توسعه اقتصادی کشور ما را رقم بزنند! این با عقل جور درمی‌آید؟ نه!

مسئله آن‌ها توسعه اقتصادی ما نیست. مسئله این است که از مرزهای ما نمی‌توانند نفوذ کنند، دارند از داخل و به بهانه توسعه اقتصاد نفوذ می‌کنند. یکی از کارایی‌های این قراردادها و رایزنی‌ها این است که تمام نقاط ضعف اقتصاد ما برای‌شان مشخص می‌شود. تمام مکانیسم تأثیرگذاری تحریم‌ها در اقتصاد برای‌شان روشن می‌شود. این‌ها قبلا اطلاعات را به صورت غیرمستقیم می‌گرفتند، الان به صورت مستقیم در وزارت اقتصاد کنار مسئولین و تجار می‌نشینند و اطلاعات می‌گیرند. به این دلیل است که می‌گوییم برجام یعنی فراهم کردن زمینه نفوذ. خیلی ساده‌اندیشی‌ است که فکر کنیم آن‌ها می‌خواهند در داخل کشور ما سرمایه‌گذاری کنند تا ما رونق پیدا کنیم و مشکلات اقتصادی‌مان کمتر شود. این همان نفوذی که آقا می‌گویند کشور را تهدید می‌کند. دولت فعلی کسانی را که جلوی نفوذ واقعی را گرفتند و صبح تا شب عمرشان را گذاشتند در جبهه‌ها تا کشور را نگه دارند، رها کرده‌ است و به کسانی که استقلال کشور را تا مرز تهدید بردند و تحقیقات را متوقف کردند، جایزه می‌دهد. می‌گویند باید این‌قدر سرمایه‌گذار خارجی جذب کنیم تا اگر بخواهند تحریم‌ کنند، منافع خودشان به خطر بیفتد. این آدم‌های ساده‌لوح نمی‌فهمند که اگر آن‌ها بتوانند با تحریم، دولتی را ساقط کنند، این کار را می‌کنند؛ چون منافع ساقط کردن دولت از هزینه‌هایی که در اقتصاد متحمل می‌شوند، بیشتر است و قطعا دنبال همین کار هستند. مگر در جنوب شرق آسیا در 1990 چه اتفاقی افتاد؟ سود سرمایه جهان وطنی پایین آمد. سرمایه از کشور خارج شد و دیدید که کشورهای جنوب شرق آسیا به چه مکافاتی گرفتار شدند. مالزی و اندونزی چه بلایی بر سرشان آمد؟ این‌ها نکته‌هایی است که شما که در مطبوعات هستید، باید بولد کنید. آقا سرنخ کلی را می‌دهد و جزئیات را باید افراد دیگر باز و مصادیق را بیان کنند. برجام مصداق نفوذ است. ورود هیئت‌های خارجی به کشور مصداق نفوذ است. سرمایه‌گذاری‌های خارجی هم همین‌طور. خرید ایرباس از طرف ما به تأخیر انداختن مشکلات و فراهم کردن نفوذ آن‌ها در داخل است.

سرمایه‌گذاری خارجی تحت شرایطی می‌تواند مفید باشد. اولا ما باید در شرایط تجارت آزاد باشیم. ورود و خروج سرمایه‌ها آزاد باشد. دوما ملاحظات فقط و فقط اقتصادی صرف باشد و ملاحظات سیاسی دولتی در کار نباشد. مثلا دولت آمریکا به خاطر ملاحظات سیاسی می‌تواند سرمایه‌گذار خارجی را تحریک کند که فلان کار را انجام دهد. اگر این‌گونه نشود، ما می‌توانیم از منافع این سرمایه‌گذاری استفاده کنیم، ولی اگر ملاحظات سیاسی هم درگیرش شد، مشکل ایجاد می‌شود.

بر فرض محال حتی اگر قصد دوستی با آمریکا و پایان تخاصم داشته باشیم، آیا این سیاست‌های اقتصادی منجر به حل معضلات اقتصادی ما خواهد شد؟

نه. نمی‌شود؛ زیرا اگر بخواهیم با شرایط موجود، تجارت با خارجی‌ها را آغاز کنیم، چه چیزی باید وارد کنیم و چه صادر؟ اگر بنا بر ورود باشد، باید وارد سازمان تجارت جهانی شویم و آن‌ها می‌گویند وارد سازمان WTO هم بشو؛ چون عضو ناظر هستیم و نمی‌گذارند عضو اصلی شویم. بنابراین در این اقتصاد حل و هضم می‌شویم؛ چون شرایط تکنولوژی ما به نحوی نیست که بخواهیم با دنیای خارج این‌طور ارتباط برقرار کنیم.

اگر شرایط تجارت آزاد برقرار شود و اگر بر فرض محال دشمنی‌های آمریکا کنار گذاشته شود، آن وقت می‌شود اقتصاد را به گونه‌ای هدایت کرد که با اعمال سیاست‌های تجاری ـ تعرفه‌ای صحیح، اقتصاد سامان یابد، اما اگر با همین شرایط وارد تجارت جهانی شویم، قطعا شکست خواهیم خورد؛ چون بخش داخلی ما توان رقابت ندارد. الان تجارت دنیا به سمتی رفته است که هر کشوری تقریبا همه کالاها را تولید می‌کند، مگر این‌که مثل ژاپن منابعش فقیر باشد و نفت نداشته باشد که مجبور باشد نفت را وارد کند، اما آن ارزش افزوده‌ای که ژاپن از نفت می‌گیرد، خیلی بیشتر از ارزش افزوده‌ای است که ما از نفت خام می‌گیریم؛ چون ساختار تکنولوژی درست و پیشرفته‌ای دارد. بنابراین باید اول اقتصاد مقاوم شود، بعد وارد این عرصه‌ها شویم. در سال 1970 خودروساز آمریکایی به دلیل افزایش قیمت بنزین داشت نابود می‌شد؛ چون خودروهای آمریکایی پرمصرف بودند. آمریکا صادرات خودروی ژاپن را با قراردادهای اختیاری صادرات محدود و تکنولوژی خود را به روز کرد و بعد محدودیت‌ها را برداشت و دوباره وارد تجارت شد. مقاوم‌سازی یعنی این.

یکی از دوستان ما تولیدکننده دستگاه های CNC پیشرفته ای در کشور بود. به دنبال صادرات محصولش به چین رفت، اما موفق نشد؛ چون چینی‌ها می‌گفتند با این‌که قیمت تمام شده دستگاه خودمان گران‌تر از نمونه شماست، ولی هیچ‌وقت چنین چیزی را وارد نمی‌کنیم؛ چه از ایران؛ چه از آمریکا.

کشورهای خارجی بی‌در و پیکر نیستند. بر قیمت‌ها و واردات و دمپینگ‌شان نظارت دارند. قوانین شدید ضددمپینگ دارند. پدر طرف را درمی‌آورند اگر ضدقانون عمل کند. همین آمریکا که اقتصاد آزاد دارد، بروید ببینید چه سیاست‌های سختی دارند! جریمه می‌بندند. آن‌وقت چین در ایران کالاهایش را به چه قیمتی می‌فروشد.

تولید کننده چینی دنبال منافع تجاری خودش است. ایراد از دولتمردان ماست که اجازه می‌دهند بازرگانان از چین کفشی بیاورند نصف قیمت کفش تبریز تا تولیدکننده داخلی را نابود کنند.

بله؛ بنابراین پاسخ این سؤال که تجارت آزاد می‌تواند مفید باشد، مشروط به فروضی محال است.

آیا سیاست‌های دولت فعلی با سیاست‌هایی که دهه هفتاد آقای هاشمی در پیش گرفته بودند، شباهتی دارد؟

یک تکه از آن است و نه همه‌‌اش. در سال‌های 70 و 71 واردات به شدت افزایش پیدا کرد. استقراض کردیم و وارد کردیم. بیزینس کردیم و وارد کردیم. ارتباط با دنیای خارج با واردات و استقراض خارجی همراه بود. وقتی سررسیدهای این‌ها سال 73 و 74 رسید و همراه کاهش درآمد ارزی ما شد، قیمت ارز را بالا برد. ما تجربه آن را داریم و قانون سرمایه‌گذاری خارجی را اصلاح کردیم. سرمایه‌گذاری را این‌قدر راحت کردیم که سرمایه‌گذارها بتوانند بیایند و منافع‌شان را از کشور خارج کنند، اما شرایط فعلی کشور به گونه‌ای است که خیلی استقبال نمی‌شود و نمی‌توانیم خیلی به سرمایه‌گذاری خارجی امید ببندیم. آن زمان پکیج تعدیل اقتصادی، پکیج کاملی شامل هدف‌مندی یارانه‌ها بود که این را هیچ‌کس غیر از آقای احمدی‌نژاد نتوانست اجرا کند. یک تکه‌اش هم سرمایه‌گذاری خارجی و بحث صادرات و واردات بود که این دولت حالت افراطی‌اش را پیش گرفته است. کلا سیاست‌های تعدیل اقتصادی به بازار اجازه می‌دهد اقتصاد را مدیریت و دولت را از اقتصاد حذف ‌کند. بحث اصل 44 در همین چهارچوب اتفاق افتاد.

یعنی خود سیاست تعدیل اقتصادی بد نیست، به شرطی که درست انجام شود، نه افراطی. درست است؟

نه سیاست‌های تعدیل اقتصادی شامل مبانی نظام سرمایه‌داری و اقتصاد بازار راهکار حل مشکلات اقتصاد است، نه هدف‌مندی یارانه‌ها. آن‌چه می‌تواند کمک کند، اقتصاد اسلامی است.

یعنی هدفمندی یارانه‌ها دولت سابق و سیاست های اصل 44 که رهبری معظم ابلاغ کردند و شما هم می‌فرمایید در تعدیل اقتصادی هم هست، سیاست‌های بدی بودند؟

نه؛ نمی‌خواهم بگویم بد بوده، اما چون شرایط اجرای این قانون را نداشتیم، به درستی اجرایش نکردیم. انحصار دولتی را به انحصار خصوصی تبدیل کردیم که صدپله بدتر از انحصار دولتی است. شرکت‌ها را به درستی واگذار نکردیم. یک سری از آن‌ها تعطیل یا واگذار شدند و یک سری هم دارند فعالیت می‌کنند. پرونده اصل 44 پرونده خوبی نیست و سابقه خوبی ندارد. این‌که امور به مردم واگذار شود، یک اصل اسلامی است. در اقتصاد اسلامی، کار باید دست مردم باشد و دولت فقط نظارت کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم در دوران حکومت اصل را بر همین گذاشته بودند، منتهی اجرای این اصل در شرایط موجود باتوجه به قانون اصل 44 زمینه‌ها و مقدماتی لازم داشت که بدون فراهم شدن آن‌ها اجرایی شد. کما این‌که کلیات هدفمندی یارانه خوب است. یارانه باید به عدالت بین مردم تقسیم شود، ولی چون در عمل درست اجرا نگردید، به ضرر مستضعفین تمام شد. کسی که خانه یک میلیاردی داشت، یارانه‌اش را گرفت و خانه‌اش شد ده میلیارد. ماشینش گران‌تر شد، اما کسی که فقیر بود و خانه و ماشین نداشت، همان یارانه چهل تومانی را گرفت که الان یک دهم شده است.

بنده از صحبت‌های شما نتیجه گرفتم که سیاست‌های تعدیل اقتصادی بالذات خوب است، به شرطی که بستر و زیرساختش فراهم و بعد اجرا شود.

بله، اما وقتی از سیاست‌‌های تعدیل اقتصادی حرف می‌زنید، اصول و جهت‌گیری‌ این سیاست‌ها را هم مدنظر داشته باشید و بدانید طراح این سیاست‌ها صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بود. آن‌ها گفتند ایران باید این سیاست‌ها را اجرا کند تا شرایط اقتصادی‌اش برای گرفتن وام مساعد شود. درواقع دنبال این بودند که اقتصاد کشورها را به سمت اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری ببرند، اما بعضی از اصول این سیاست‌ها در اسلام هم تأیید شده است.

پس سیاست‌های تعدیل اقتصادی بانک جهانی نمی‌تواند به عنوان یک پکیج دست‌نخورده پذیرفته شود.

درست است. برخی از سیاست‌هایش در اسلام تایید شده، اما نگاه اسلام به مقوله اقتصاد با نگاه آن‌ها متفاوت است، اما متأسفانه نهادهای اقتصادی فعلی ما برگرفته از نظام سرمایه‌داری است. مثلا کجای دنیای غرب بورس مانند کشور ما فعالیت می‌کند؟ شاخص بورس بعد از برجام 65 هزار بود، اما الان بالای 71 هزار است.

برای من هم سؤال است که کجای دنیا ظرف مدت دو هفته بورس ده تا بیست درصد جهش می‌کند؟

این نشان می‌دهد ساختگی است؛ درواقع افراد محدودی با اطلاعاتی که دارند از شرایط بعد از برجام استفاده کردند و سهم‌های گردن‌کلفتی را خریدند و یک‌دفعه 400 تا 500 میلیارد تومان را به بازار تزریق کردند. اصلا هم کاری ندارند به این‌که خودروسازی ما خوب می‌شود یا نه؟ اوضاع بانک‌ها خوب می‌شود؟ سوئیفت وصل می‌شود یا نه؟ همین حرف‌ها و وعده‌ها موقعیت خوبی فراهم کرده است که وارد شوند و سهم‌ها را بخرند تا افزایش پیدا کند. خلق‌الله هم که خبر ندارند، وارد بازار سهام می‌شوند و بعد از مدتی بازار افت می‌کند و آن افراد محدود در عرض چند ماه، چندین میلیارد تومان سود می‌کنند؛ درواقع از رانت استفاده می‌کند. این حکایت بازار سهام ماست؛ یعنی نهادها و مؤلفه‌های سرمایه‌داری که الان در اقتصاد ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌شود، هیچ‌کدام کارکرد درستی ندارد. نه سهامش کارکرد درستی دارد، نه بانکش.

آقای دکتر اگر موافق باشید می‌خواستم خواهش کنم دو یا سه هفته بعد با شما مصاحبه دیگری داشته باشیم درخصوص فساد در نهادهای اقتصادی که تأثیر خیلی زیادی در وضعیت اقتصادی فعلی دارد.

خواهش می‌کنم. اشکالی ندارد. در خدمتم. التماس دعا

ممنون از این‌که وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید. خدانگهدار



-