هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 20 بهمن 1404
ساعت 02:06
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 20 بهمن 1404 ساعت 00:22
دوشنبه 20 بهمن 1404 00:16 ساعت
2026-2-9 00:22:02
شناسه خبر : 388423
در نهایت، همان ترامپی که برجام را لغو کرده و هرگونه توافق صرفاً هسته‌ای را ناکافی می‌دانست، در سال ۲۰۲۶ بار دیگر به میز مذاکره بازگشت و عملاً از پیش‌شرط‌های موشکی و منطقه‌ای عقب نشست.
در نهایت، همان ترامپی که برجام را لغو کرده و هرگونه توافق صرفاً هسته‌ای را ناکافی می‌دانست، در سال ۲۰۲۶ بار دیگر به میز مذاکره بازگشت و عملاً از پیش‌شرط‌های موشکی و منطقه‌ای عقب نشست.
گروه بین‌الملل-رجانیوز: مخالفت با برجام و حمله به میراث سیاست خارجی باراک اوباما، یکی از ستون‌های اصلی گفتمان انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ بود. او توافق هسته‌ای را «بدترین قرارداد تاریخ»، «کاملاً یک‌طرفه» و «فاجعه‌بار» توصیف می‌کرد و خروج از آن را نشانه‌ای از بازگشت اقتدار آمریکا می‌دانست.
 
ترامپ در تبیین دلایل مخالفت خود با برجام، همواره بر این ادعا تأکید داشت که توافق هسته‌ای قادر به مهار ایران نیست و باید موضوعات موشکی و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی نیز در قالب یک توافق جامع‌تر گنجانده شود. بر همین مبنا، خروج از برجام و اجرای سیاست موسوم به فشار حداکثری، به عنوان راهبرد اصلی دولت او در قبال ایران تعریف شد.
 
رئیس‌جمهور آمریکا پس از خروج از توافق، مدعی بود که تشدید تحریم‌ها ایران را به پای میز مذاکره‌ای «بهتر» خواهد کشاند. او در توجیه این تصمیم گفته بود: «این توافق نه امنیت آورد، نه صلح، و هرگز هم نخواهد آورد.» اما تحولات بعدی نشان داد که این برآورد، بیش از آن‌که مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، متکی بر محاسبات تبلیغاتی و خوش‌بینی سیاسی بوده است.
 
در نهایت، همان ترامپی که برجام را لغو کرده و هرگونه توافق صرفاً هسته‌ای را ناکافی می‌دانست، در سال ۲۰۲۶ بار دیگر به میز مذاکره بازگشت و عملاً از پیش‌شرط‌های موشکی و منطقه‌ای عقب نشست. 
 
پذیرش یک توافق محدود به حوزه هسته‌ای، به معنای عدول آشکار از ادعاهای پیشین و بازگشت به همان چارچوبی است که دولت اوباما طراحی کرده بود. پاسخ کوتاه ترامپ به امکان چنین توافقی «بله، قابل قبوله؛ فقط سلاح هسته‌ای ممنوع» خود گویای این چرخش معنادار است.
 
این تغییر مسیر، بیش از هر چیز بیانگر شکست راهبرد فشار حداکثری است. سیاستی که قرار بود ایران را وادار به عقب‌نشینی گسترده کند، نه‌تنها به اهداف اعلامی خود نرسید، بلکه هزینه‌های امنیتی و سیاسی قابل توجهی را نیز برای آمریکا به همراه آورد. نمایش‌های نظامی، اعزام ناو لینکلن و تهدیدهای مکرر، در عمل نتوانست موازنه را به نفع واشنگتن تغییر دهد.
 
بازگشت ترامپ به دیپلماسی، نشانه‌ای روشن از درک محدودیت‌های گزینه نظامی در برابر ایران است. این عقب‌نشینی نشان می‌دهد که تصمیم‌گیران آمریکایی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هزینه یک درگیری مستقیم، فراتر از توان مدیریت‌شده تبلیغاتی کاخ سفید خواهد بود.
 
در عرصه داخلی آمریکا نیز این چرخش بدون پیامد نخواهد بود. بازگشت به الگویی نزدیک به توافق اوباما، آن هم پس از سال‌ها حمله سیاسی به آن، می‌تواند به پاشنه آشیل جمهوری‌خواهان در رقابت‌های انتخاباتی تبدیل شود و دستاویزی جدی برای دموکرات‌ها فراهم آورد.
 
در سطح منطقه‌ای، نارضایتی لابی صهیونیستی از این تغییر رویکرد، فشار مضاعفی را بر ترامپ تحمیل خواهد کرد. اسرائیل که در ماه‌های گذشته بر طبل تقابل نظامی می‌کوبید، اکنون خود را در برابر واقعیتی متفاوت می‌بیند. واقعیتی که می‌تواند به تشدید شکاف‌ها در روابط تل‌آویو و واشنگتن منجر شود. حتی بسیاری از کارشناسان لو رفتن بخش‌های جدید از پرونده غیراخلاقی جزیره اپستین و کاهش تصاعدی محبوبیت ترامپ را در نتیجه تسویه حساب موساد با او عنوان کرده‌اند.
 
در نهایت، نهایی‌شدن توافق هسته‌ای، پیام روشنی برای اپوزیسیون خارج‌نشین و جریان‌های سلطنت‌طلب دارد. جریانی که سال‌ها بر تشدید فشار خارجی و مداخله آمریکا سرمایه‌گذاری کرده بود. این توافق، نه‌تنها آن امید را نقش بر آب می‌کند، بلکه نشان می‌دهد راهبرد براندازی از بیرون و کمک ترامپ، بیش از آن‌که یک گزینه عملی باشد، یک توهم سیاسی بوده و امضای توافق احتمالی ‌می‌تواند پرونده حیات سیاسی سلطنت‌طلبان را برای نامعلومی راهی بایگانی کند.
 
انتهای پیام/


1
پسندیدم

-